ميرزا حسن حسينى فسايى

1320

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

كلانتر و ضابطى عليحده « 1 » است و هيچيك در اطاعت ديگرى نباشند و رعيت هر ناحيه جز بزرگ و بزرگزادگان خود را به بزرگى نخواهند و غريب را بر خود نگمارند و همه بزرگان نواحى دشتستان در اطاعت حاكم بندر بوشهر باشند و سالهاست كه بندر بوشهر « 2 » قصبه حاكم نشين نواحى دشتستان گشته است ، عرض آن از خط استوا 29 درجه و 20 دقيقه ، طول آن از گرىنيچ رصدخانه انگلستان 50 درجه و 55 دقيقه ، انحراف قبله مسلمانى آن از نقطه جنوب به جانب مغرب [ ] درجه و [ ] دقيقه است . چهل و پنج فرسخ كاروانى از شيراز دور افتاده است و او را چهار محله است : محله بهبهانى ، محله ده‌دشتى ، محله شنبدى ، محله كازرونى « 3 » و شمارهء خانه‌هاى آن از 1000 بگذرد ، هواى تابستانش گرم و بسيار تر ، كه در شبها ، براى فراوانى شبنم با گرمى هوا ، جز در زير سقف عريش نتوان خوابيد و در اين بلده تا نيم فرسخ آب خوردن نه براى آدمى و نه براى دواب ، جز آب بركهء قوامى كه كفايت خوراك يك ماه مردمان بيش نكند ، يافت نگردد و طعم آب چاه بوشهر همان آب درياست و در يك فرسخى بوشهر آبهاى شيرين گوارا از چاههاى بهمنى فراوان باشد و آب چاههاى نيم فرسخى ، خاصه حيوانات و مطبخ طعام و خوراك مردمان فرومايه است و جز چند درخت نخل در بندر بوشهر يافت نشود مگر آنكه مردمان صاحب مايه ، زمين صحن خانه خود را كنده ، خاك شيرين را از خارج آورده ، آن گود را پر نموده ، به آب شيرين نيم فرسخى ، چند درخت نارنج و انار به عمل آورند و چندين مسجد و حمام و كاروانسراهاى معتبر در بندر بوشهر ساخته‌اند و صحن عموم خانه‌هاى بوشهر و كوچه‌ها و بازارها و كاروانسراها بسيار تنگ [ است ] جز صحن ارگ و چهار برج ديوانى و خانه حاجى عبد النبى و حاجى بابا صاحب . و عمارات بوشهر از سنگ تراشيده و گچ و مردمان فرومايه به جاى گچ ، گل را در كار عمارت برند و وضع سنگ تراشى آن به اين وجه است كه زمين ربع فرسخى بوشهر به اندازه ذرعى يا بيشتر كنده ، تخته سنگى كه از جلد حيوانات صدفى دريائى كه آن را به عربى ودع و در فارسى گوش ماهى گويند و در چندين هزار سال پيش از اين متحجر گشته ، كه گويا چندين هزاران هزار گوش ماهى را با گل خمير كرده ، پهن نموده ، چندين پرده روى پرده گذاشته ، تخته سنگهاى چندين فرسخى ساخته‌اند و كلفتى هر پرده‌اى نيم ذرع بيشتر يا كمتر است و جماعت سنگتراش با منتيل « 4 » و كلند پارچه‌هاى نيم ذرع درازا ، يك چارك پهنا و يك چارك كلفتى را به آسانى جدا كنند و هر يكى از اين سنگها به جاى 12 آجر رسمى به كار عمارت رود و گاهى آن پارچه سنگها را از اين اندازه بيشتر يا كمتر كنند و سه جانب مشرقى و شمالى و مغربى بوشهر را آب دريا فرا گرفته است و جانب جنوبى او را در سال 1256 و 7 [ 125 ] و 8 [ 125 ] به فرمان اولياى دولت عليه ايران دامت شوكتها به جاى باروى قديم آن‌كه خراب شده بود ، باروئى از چينه و گل بساختند و چندين برج و يك دروازه براى او قرار دادند و اكنون تمام آنها نزديك به انهدام است .

--> ( 1 ) . در متن : ( علاحده ) . ( 2 ) . ر ك : آثار شهرهاى خليج فارس ، ص 139 ببعد ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 281 . ( 3 ) . فاضل محترم آقاى مجيد زنگوئى نوشته‌اند : اين نام درست نيست و درست آن ( محله كوتى ) است . ( 4 ) . ديلم : ميله‌اى است آهنى كه براى كندن زمين در بنائى به كار ميرود . ( واژه‌ها و مثلهاى شيرازى و كازرونى ، گردآورده مرحوم على نقى بهروزى ، ص 579 . )